أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
91
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
مردم را در اين قحطسالى اطعام مىكرد . همين اقدام او سبب شد تا او را هاشم بنامند ، « 1 » تعبيرى كه از روى « هشم الثريد » ساخته شده بود . چنان كه شاعر در بارهء او گويد : عمرو كسى است كه براى مردم ثريد درست كرد ، آن هم در روزگارى كه مردان مكه در دوران سختى و خشكسالى به سر مىبردند . زمانى كه اسلام ظهور كرد ، قريش همچنان به صورت يك سنت به اين كار ادامه مىداد . رسول صلى الله عليه و آله هم با فرستادن مالى با ابوبكر در جريان برگزارى حج در سال نهم هجرى جهت اطعام حجاج اين سنت را امضا فرمود . « 2 » ايشان همين كار را در حجة الوداع هم انجام داد . بعد از آن ابوبكر و ديگر خلفا هم به اين كار ادامه دادند . ابوالوليد ازرقى گويد : اين كار ادامه يافت تا روزگار ما كه خلفا در ايام حج ، در مكه و منى و تا پايان مراسم ، حجاج را اطعام مىكنند . ابوالوليد در ميان قرن سوم هجرى درگذشته است . تا آنجا كه من مطالعه كردهام ، نديدهام كه در دورهاى ، اين سنّت حَسَنه تعطيل شده باشد ؛ اما تصور مىكنم در پى برآمدن فتنهها و جنگهايى كه سبب قطع مسير به مكه مىشد ، آن سنت تعطيل مىشده است . نكتهء قابل توجه در اين سنت آن است كه هزينهء آن به طور مشترك توسط قريش و بعدها با مشاركت مسلمانان در صدر اسلام پرداخت مىشد . به مرور اين مشاركت عمومى ، جاى خود را به بيت المال و خزاين خلفا داد . بايد پرسيد : آيا مردم مكه دست از آن مجد و عظمت گذشته برداشتند يا آن كه زندگى بر آنان تنگ شد ؟ همانطور كه پيش از اين گفتيم ، قريش ، فعالترين قبايل جزيرة العرب در كارهاى تجارى بودند . بنابراين در دادن هزينهء اطعام حجاج در موسم حج دستشان باز بود . زمانى كه اسلام برآمد ، فعاليت قريش بيشتر شد و به دنبال فتوحات و گسترش تجارت ، ثروتهاى هنگفتى به سوى آنان سرازير شد . با فزونى ثروت بود كه زمينهاى آنان در طائف و مدينه و برخى از نواحى مكه و وادىهاى نزديك هم سرسبز و خرّم شد ، چرا كه از اين پولها براى كندن چاه استفاده مىشد . چيزى نگذشت كه اين فعاليت
--> ( 1 ) . اخبار مكه ازرقى ، ج 1 ، ص 127 . ( 2 ) . اخبار مكه ازرقى ، ج 1 ، ص 64 .